دومین جلسه هماندیشی اقتصاد هنر؛ از هشدار اقتصادی تا دیپلماسی فرهنگی
اساتید و صاحبنظران: اقتصاد هنر دیگر یک انتخاب نیست، یک ضرورت راهبردی است
۱. ضرورتی که دیگر قابل انکار نیست
در این نشست که با حضور جمعی از برجستهترین اساتید دانشگاه، کارشناسان فرهنگی و فعالان پیشرو حوزه هنر برگزار شد، یک اجماع قوی شکل گرفت: اقتصاد هنر در ایران دیگر یک گزینه نیست، یک ضرورت اجتنابناپذیر است. شرکتکنندگان با نگاهی تیزبینانه و کارشناسی، ابعاد مختلف این موضوع حیاتی را واکاوی کردند.
۲. چالشها؛ از ساختارهای فرسوده تا نگاه سنتی
اساتید حاضر در این جلسه با صراحت از موانعی سخن گفتند که سالهاست گریبانگیر اقتصاد هنر شده است:
- ساختارهای فرسوده اداری که اجازه نفس کشیدن به فعالان این حوزه را نمیدهد
- نگاه سنتی به هنر که آن را صرفاً یک مقوله فرهنگی میبیند، نه اقتصادی
- نبود زیرساختهای لازم برای عرضه بینالمللی محصولات هنری ایرانی
- ضعف در آموزشهای تخصصی مرتبط با تجاریسازی هنر
- فقدان پوششهای بیمهای مناسب برای هنرمندان و آثار هنری
- نبود حمایتهای بانکی و تسهیلات مالی برای فعالان حوزه هنر
- کمبود رسانههای تخصصی برای معرفی هنر ایران به جهان
۳. هر کدام از اساتید چه گفتند؟

🔹 دکتر احمد کجوری (دبیر کل انجمن اقتصاد هنر): «بدون آمار و دادههای دقیق، ممکن نیست»
دکتر کجوری با نگاه تخصصی و اجرایی خود به چالش اصلی اشاره کرد: «ما در حوزه اقتصاد هنر حتی آمار دقیقی نداریم. نمیدانیم چند هنرمند داریم، چقدر تولید میکنیم، چقدر صادرات داریم. بدون این دادهها، هر برنامهریزی محکوم به شکست است. انجمن اقتصاد هنر در حال تدوین اولین بانک اطلاعاتی جامع در این حوزه است. جلسات هماندیشی ما باید به خروجی عملیاتی برسد. مردم از حرف زدن خسته شدهاند. اقتصاد هنر بدون آمار و ارقام دقیق، مانند رانندگی در مه بدون چراغ است. ما باید بدانیم دقیقاً کجا ایستادهایم تا بتوانیم برای آینده برنامهریزی کنیم.»
🔹 دکتر امیر کریمیان (کارشناس عالی و مشاور اقتصادی و سرمایهگذاری): «اقتصاد هنر نیازمند مدلهای سرمایهگذاری پایدار است»
دکتر کریمیان با نگاهی ساختاری به اقتصاد هنر تأکید کرد که توسعه این حوزه بدون طراحی مدلهای سرمایهگذاری پایدار امکانپذیر نیست. وی اظهار داشت: «اقتصاد هنر زمانی به بلوغ میرسد که از وابستگی به حمایتهای مقطعی خارج شده و به یک نظام اقتصادی مبتنی بر سرمایهگذاری، مدیریت ریسک و بازدهی تعریفشده تبدیل شود. هنر باید وارد ادبیات رسمی سرمایهگذاری کشور شود.»
او با اشاره به ظرفیت بالای صنایع خلاق افزود: «در بسیاری از کشورها، صندوقهای سرمایهگذاری تخصصی هنر، بازارهای حراج، ابزارهای مالی نوین و نظامهای بیمهای مکمل، ستونهای اصلی این صنعت را تشکیل میدهند. ما نیز میتوانیم با طراحی ابزارهای مالی متناسب با شرایط اقتصاد ایران، مسیر ورود سرمایههای خرد و کلان به حوزه هنر را هموار کنیم.»
ایشان همچنین بر ضرورت ایجاد امنیت اقتصادی برای هنرمندان تأکید کرد و گفت: «سرمایهگذار زمانی وارد یک حوزه میشود که شفافیت، ثبات مقررات و امکان ارزیابی ریسک وجود داشته باشد. اقتصاد هنر نیز از این قاعده مستثنا نیست.باید سازوکاری طراحی شود که هم هنرمند از امنیت برخوردار باشد و هم سرمایهگذار از بازده منطقی اطمینان پیدا کند.»
این کارشناس عالی اقتصاد و سرمایهگذاری در جمعبندی دیدگاه خود درباره آینده اقتصاد هنر چنین عنوان کرد: «اگر بخواهیم هنر را به یکی از پیشرانهای اقتصادی کشور تبدیل کنیم، باید سه تحول اساسی را همزمان دنبال کنیم؛ نخست، شفافسازی و دادهمحور کردن این حوزه؛ دوم، طراحی ابزارهای نوین تأمین مالی و سرمایهگذاری؛ و سوم، مدیریت حرفهای زنجیره ارزش هنر از تولید تا صادرات. اقتصاد هنر نباید صرفاً به فروش اثر محدود شود؛ بلکه باید اکوسیستمی شکل بگیرد که شامل آموزش، تولید، بستهبندی، بازاریابی، بیمه، تأمین مالی و حضور بینالمللی باشد. در چنین ساختاری، هنر نه یک هزینه فرهنگی، بلکه یک دارایی مولد تلقی خواهد شد. در شرایطی که اقتصاد ایران نیازمند منابع پایدار ارزآوری است، صنایع خلاق و هنر میتوانند سهم قابل توجهی در تنوعبخشی به درآمدهای کشور داشته باشند. اما ای
گرجی: ن هدف نیازمند نگاه سرمایهمحور، برنامهریزی بلندمدت و همکاری میان بخش خصوصی، نهادهای مالی و سیاستگذاران فرهنگی است. آینده اقتصاد هنر روشن است؛ به شرط آنکه آن را با منطق اقتصاد حرفهای اداره کنیم، نه با نگاه مقطعی و احساسی.»
🔹 دکتر داریوش شهبازی (مدیر مؤسسه فرهنگی تهراننامه): «فرهنگ و هنر را از هم جدا نکنیم»
دکتر شهبازی با نگاه فرهنگی خود به موضوع اقتصاد هنر، هشدار داد: «مراقب باشیم در شعارهای اقتصادی، ریشههای فرهنگی هنر را فراموش نکنیم. هنری که ریشه در فرهنگ نداشته باشد، در بازارهای جهانی هم دوام نمیآورد. ما باید محصولی تولید کنیم که هم ایرانی باشد، هم جهانی. این هنرِ امروز است. تهراننامه به عنوان یک مؤسسه فرهنگی سالهاست تلاش میکند پیوند میان هنر اصیل ایرانی و نیازهای بازار مدرن را برقرار کند. راه دشوار است، اما شدنی است. هنر ما باید حرفی برای گفتن داشته باشد، نه فقط شکلی برای نمایش.»
🔹 دکتر نادر حسنپور (کارشناس ارشد اقتصادی): «هنر را به مثابه یک صنعت ببینیم، نه یک کالای لوکس»
دکتر حسنپور با نگاهی کاملاً تحلیلی به ابعاد اقتصادی هنر ورود کرد و گفت: «تا وقتی هنر را یک کالای لوکس و مصرفی ببینیم، نمیتوانیم از ظرفیتهای اقتصادی آن استفاده کنیم. هنر در دنیای امروز یک صنعت است با زنجیره ارزش مشخص. کشورهایی که سالها در تحریم بودند، از مسیر هنر و دیپلماسی فرهنگی توانستند اقتصاد خود را نجات دهند. ما در ایران حتی یک نقشه راه برای صادرات محصولات هنری نداریم. این یعنی ما از یک بازار میلیاردی عقب ماندهایم. سهم ایران از تجارت جهانی هنر چقدر است؟ نزدیک به صفر. این آمار باید ما را شرمنده کند. هنر ایران ظرفیت آن را دارد که به یکی از منابع اصلی ارزآوری کشور تبدیل شود.»
🔹 دکتر شیما جهانلو (رئیس انجمن دوستی ایران و سوئد): «دیپلماسی فرهنگی؛ کلید ورود هنر ایران به بازارهای اروپا»
دکتر جهانلو با تجربه بینالمللی خود گفت: «ما در اروپا تشنه هنر ایرانی هستیم. اما مشکل اینجاست که هنرمندان ما بلد نیستند چگونه وارد این بازارها شوند. انجمن دوستی ایران و سوئد آماده است پل ارتباطی بین هنرمندان ایرانی و بازارهای اروپایی باشد. هنر میتواند سفیر بیصدای ایران در جهان باشد و ما از این ظرفیت غافل شدهایم. امروز در موزههای اروپا، آثار هنرمندان ایرانی با قیمتهای نجومی خرید و فروش میشود، اما خود هنرمندان ما از این بازار بیخبرند. ما میتوانیم با برگزاری نمایشگاههای مشترک و کارگاههای آموزشی، این شکاف را پر کنیم.»
🔹 امیر احتشامنیا (مدیر مزرعه نمونه جنگل کنار چمستان): «گردشگری و هنر دو روی یک سکهاند»
احتشامنیا با نگاهی میدانی و عملیاتی گفت: «ما در مجموعه خسگل کنار تجربه کردیم که هنر میتواند به چه اندازه در جذب گردشگر مؤثر باشد. گردشگر خارجی برای دیدن هنر زنده ایرانی به ایران میآید، نه فقط برای آثار تاریخی. ما این ظرفیت را داریم که هنر را به یک مقصد گردشگری تبدیل کنیم، اما مسئولان هنوز متوجه این پتانسیل نشدهاند. در نوروز امسال، بیش از ۵۰۰ گردشگر خارجی از مجموعه ما بازدید کردند و اصلیترین جاذبه برای آنها، هنر زنده و صنایعدستی ایرانی بود. اگر این دو حوزه را به هم پیوند بزنیم، میتوانیم تحول عظیمی در اقتصاد گردشگری و هنر ایجاد کنیم.»
🔹 سحر نائینی (مدیر بازرگانی مجموعه عطر آیروس): «برندسازی و بستهبندی؛ نقطه ضعف بزرگ هنر ایران»
نائینی با نگاه بازرگانی خود به موضوع ورود کرد: «ما در ایران بهترین مواد اولیه و بهترین هنرمندان را داریم، اما در برندسازی و بستهبندی صفر هستیم. محصولات هنری ما قابلیت رقابت در بازارهای جهانی را دارند، اما چون بستهبندی و برندینگ ندارند، مغفول میمانند. تجربه ما در عطر آیرو
س نشان داده که میتوان با محصول ایرانی در بازارهای جهانی حرف برای گفتن داشت، اگر بستهبندی و بازاریابی را جدی بگیریم. یک اثر هنری با بستهبندی مناسب، سه برابر بیشتر فروش میرود. ما باید به هنرمندان بیاموزیم که چگونه اثر خود را بستهبندی کنند، چگونه برند شخصی خود را بسازند و چگونه در بازارهای هدف ظاهر شوند.»
🔹 دکتر هادی گرجی (کارشناس ارشد رسانه، مدیر روابط عمومی و امور بینالملل انجمن اقتصاد هنر): «رسانهها؛ پل ارتباطی گمشده میان هنر و بازار»
دکتر گرجی با نگاه تخصصی خود در حوزه رسانه و ارتباطات بینالملل گفت: «اقتصاد هنر بدون رسانه ممکن نیست. هنرمند ما بلد نیست خودش را بفروشد. رسانهها هم یا بلد نیستند یا نمیخواهند به کمک هنر بیایند. ما نیاز به یک رسانه تخصصی در حوزه اقتصاد هنر داریم. رسانهای که بتواند هنر ایرانی را به جهان معرفی کند و پل ارتباطی میان هنرمند و بازار باشد.»
وی با تأکید بر نقش کلیدی روابط عمومی در توسعه اقتصاد هنر افزود: «روابط عمومی مدرن امروز فقط اطلاعرسانی نیست؛ برندسازی، شبکهسازی و
گرجی: ایجاد اعتماد است. انجمن اقتصاد هنر با بهرهگیری از ظرفیتهای رسانهای و بینالمللی خود، بستری فراهم کرده تا هنرمندان ایرانی بتوانند در بازارهای جهانی دیده شوند. در دنیای امروز، کسی که دیده نمیشود، وجود ندارد. ما باید یاد بگیریم چگونه هنرمندانمان را ببینیم و چگونه آنها را به جهان نشان دهیم. وظیفه ما در روابط عمومی و امور بینالملل انجمن، ایجاد این پل ارتباطی است.»
گرجی در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت دیپلماسی رسانهای اشاره کرد و گفت: «هنر بهترین سفیر برای دیپلماسی عمومی است. ما میتوانیم از مسیر هنر، تصویر واقعی ایران را به جهان نشان دهیم. این مسئولیتی است که بر دوش رسانهها و فعالان این حوزه سنگینی میکند. در جلسات آینده، باید به این سؤال پاسخ دهیم که چگونه میتوانیم از ظرفیت رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی برای معرفی هنر ایران به جهان استفاده کنیم. ما نیازمند یک استراتژی جامع رسانهای برای اقتصاد هنر هستیم.»
۴. نتیجهای که تاریخساز میشود
این جلسه با یک تصمیم مهم به پایان رسید: نتایج این نشستها در قالب یک بسته پیشنهادی عملیاتی به نهادهای مرتبط ارائه خواهد شد. بستهای که میتواند نقشه راهی برای تحول اساسی در اقتصاد هنر ایران باشد. این بسته شامل موارد زیر خواهد بود:
- ایجاد بانک اطلاعاتی جامع از هنرمندان و آثار هنری
- طراحی بستههای بیمهای تخصصی برای فعالان حوزه هنر
- طراحی بستههای تسهیلات بانکی ویژه هنرمندان
- راهاندازی پلتفرم دیجیتال برای معرفی هنر ایران به بازارهای جهانی
- تدوین نقشه راه صادرات محصولات هنری
- ایجاد پیوند میان گردشگری و هنر
- تأسیس رسانه تخصصی اقتصاد هنر
- برگزاری نمایشگاههای مشترک بینالمللی
🔹 دکتر اکبر شیرکوند (مدیر کل فرهنگ و ارشاد تهران): حمایت از حرکت ارزشمند اقتصاد هنر
دکتر اکبر شیرکوند، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، ضمن ارسال پیام پرمهر به این نشست، حمایت خود را از این حرکت ارزشمند اعلام و بر تشکیل ستاد حمایت از هنر تأکید کرد.
سخن پایانی:
دومین جلسه هماندیشی اقتصاد هنر نشان داد که دیگر نمیتوان به هنر فقط از منظر زیباییشناسی نگاه کرد. هنر میتواند یک صنعت پولساز، یک منبع ارزآور و یک ابزار قدرتمند برای نفوذ فرهنگی در جهان باشد. اما این مهم نیازمند نگاهی راهبردی، تصمیمگیریهای شجاعانه و حمایت همهجانبه است.
آنچه در این جلسه رقم خورد، نه یک هماندیشی معمولی، بلکه یک بیانیه مطالبهگرانه از سوی نخبگان این حوزه بود. مطالبهای برای تحول، برای دیده شدن، برای حمایت و برای توسعه. حضور تخصصهای متنوع در کنار هم، نویدبخش آیندهای روشن برای اقتصاد هنر ایران است؛ آیندهای
پایان خبر







